یکشنبه ، ۱۳۹۷/۰۷/۰۱

آزادی در حاکمیت و قوانین

من بین قوانینی که آزادی سیاسی را از لحاظ رابطه اش با قانون اساسی شکل می دهند و قوانینی که آن را در رابطه با شهروند تشکیل می دهند، تمیز می گذارم...
آزادی در حاکمیت و قوانین


چیز که هم داریم و هم نداریم

من بین قوانینی که آزادی سیاسی را از لحاظ رابطه اش با قانون اساسی شکل می دهند و قوانینی که آن را در رابطه با شهروند تشکیل می دهند، تمیز می گذارم...

معانی گوناگونی که به واژه ی آزادی داده شده است. هیچ واژه ای وجود ندارد که به اندازه واژه آزادی معانی گوناگون به خود گرفته و اذهان را با آن همه شیوه گوناگونش به خود مشغول داشته باشد. گروهی آزادی را در سهولت برکناری شخص دانسته اند که خود قدرت خودکامگی به او داده اند؛ گروهی دیگر آن را به معنای مسلح شدن و به کاربردن خشونت گرفته اند؛ اینها  به دلیل مزیتی که برای حاکمیت فردی از ملت خودشان یا حاکمیت قوانین خودشان برخود قائل اند چنین می اندیشند. اینان نام آزادی را به نوع حکومتی خاص اطلاق کرده اند و حکومتهای دیگر را از آن بیرون رانده اند. آنان که مزه حکومت جمهوری را چشیده اند آزادی را در این نوع حکومت دانسته اند و آنها که حکومت پادشاهی داشته اند در پادشاهی. سرانجام این که هرکس حکومتی را ازادی نامیده که هماهنگ با عادتها یا گرایشهای او بوده است؛وچون همیشه در جهموری ابزارهای بدی را که مردم از آنها شاکی اند در برابر دیدگان،آن هم به صورت حال،ندارند و حتی،چنین به نظر می آید که قوانین بیشتر از انها گفته اند و مجریان قانون کمتر،معمولا آزادی را در جمهوری جای داده اند و بیرون از پادشاهیها.بالاخره چون به نظر می رسد که در مردم سالاریها،مردم می توانند تا حدودی هرکار که مایلند انجام دهند،آزادی را در این گونه حکومتها می بینند و قدرت مردم را با ازادی مردم یکی می پندارند.

درست است که مردم در مردم سالاری ظاهرا هرکار مایلند انجام می دهند،اما آزادی سیاسی به هیچ وجه انجام دادن هر کار که می خواهیم نیست.آزادی در کشور،یعنی در جامعه که قوانینی دارد تنها در قدرت انجام دادن کارهای است که باید بخواهیم و نداشتن اجبار در انجام دادن کارهای که نباید بخواهیم.

باید به یاد داشت که استقلال چیست و آزادی چه: آزادی ،حق انجام دادن هر کاری است که قوانین اجازه می دهند؛و اگر شهروندی می توانست کارهای را که قوانین منع می کنند انجام دهد دیگر آزادی وجود نداشت زیرا دیگران نیز همین حق را داشتند.

مردم سالاری و اشراف سالاری ماهیتان به هیچ وجه دولتهای آزاد نیستند.آزادی سیاسی تنها در حکومتهای میانه رو وجود دارد.اما در دولتهای میانه رو نیز آزادی همیشه وجود ندارد؛هنگامی وجود دارد که از قدرت خود سوء استفاده می کند و انقدر پیش می رود تا به حدودی برخورد کند.

برای آن که سوء استفاده از قدرت امکان نیابد باید کاری کنیم که قدرت بازدارنده ی قدرت شود.قانون اساسی می تواند آن گونه تنظیم و تدوین شود که هیچکس مجبور نباشد کاری را که قانون اجبار نمی کند انجام دهد و یا آنجه را که قانون مجاز می داند انجام ندهد ...

رضا قاسمی


2498
بازدید
1
نظرات
تاریخ ارسال : ۲۰:۱۸:۴۸ _ ۱۳۹۴/۱۰/۳۰
  • امیررضا:
    ۰۱:۲۵:۰۵ __ ۱۳۹۴/۱۲/۰۵

    با عرض سلام وادب محضر خوانندگان عزیز واقعا جای امیدواریه که چنین کارشناسان جوانی که علی رغم سن کم شان نظرات پر محتوایی ارائه می دهند آدم را به آینده روشن شهرمان اشنویه امیدوار می کنه ...ایول داره


نظر خود را ارسال کنید


نام:
ایمیل:
دیدگاه:
کد امنیتی :


تمامی حقوق این سایت ، متعلق به وب سایت شنو پرس می باشد.
طراحی و برنامه نویسی : سورس کد